روش مطالعه‌ی معرفت‌الروح

در آثارالحق جلد دو صفحه ۳۷۱ آمده است که «در مطالعه کتاب معرفت الروح باید توجه کرد زیرا مطالعه اگر برود روی عقیده شخصی نمی تواند چیزی بفهد، بلکه باید مثل کسی باشد که تاکنون این حرفها به گوشش نخورده است و حالا می خواهد تحقیق کند.» آیا کسی این روش را تجربه کرده است و اگر کرده است عملاً چکار کرده است و چه دریافت ها و نتایجی حاصل کرده است؟

۱۶ پاسخ

  • N.A.F گفت:

    سلام.حالتی که استاد برای مطالعه و فهم معرفت الروح توصیه فرمودند خودبخود در من بوده زیرا واقعا تا قبل از مطالعه این کتاب با این مطالب برخورد نکرده بودم.اما میدانم برای فهم آن داشتن یک لغت نامه غنی در ابتدای کار الزامی است و پس از آن تحقیق در باب مسائل فلسفی بی آنکه در هزارتوی آن گرفتار شویم کمک خواهد کرد. تا حال ۵ یا ۶ بار کتاب را خوانده ام و هر بار فقط نکات کمی بر من روشن شده.البته میدانم اثرات خاص خود را خواهد داشت.اما فهم و درک بیشتر آن واقعا دور از دسترس به نظر میرسد.منتظر راهنمایی دوستان در این خصوص هستم.



  • تراب گفت:

    کتابهای معرفت الروح و برهان الحق کتابهایی بودند که همیشه از اهمیتشان زیاد شنیده بودم و یا خوانده بودم ولی هر بار که لای این دو کتاب را باز میکردم چیزی سردر نمی آوردم و برایم بسیار خسته کننده بودند اما از این که نمیفهمیدم و این نفهمیدن مانع خواندنم میشد در رنج بودم. از طرفی نفسم هم میکفت: …خوب حالا اشکالی ندارد برو کتابهای دیگر را مطالعه کن…
    البته مطالعه کتابهای دیگر بسیار هم خوب است اما این که اینها را مطالعه نمیکردم و بارها شکست خورده بودم بسیار برایم عذاب آور بود تا اینکه تصمصیم گرفتم برنامه مطالعه ام را در رابطه با این دو کتاب تغییر دهم یعنی از روش استاد که برای تحصیل درس قضایی نیمه شبها درس میخواندند استفاده کردم و به هر صورت بود میخواستم این کار را به پایان برسانم همه چیز برایم تازگی داشت چون در هرصورت من اطلاعی از فلسفه نداشتم اما به آنچه میخواندم ایمان داشتم چون جوابگوی سوالاتم بود خیلی از چیزهایی را که نمیفهمیدم بارها و بارها دوباره و سه باره میخواندم در زمانهای مختلف روز به آن فکر میکردم شاید ماهها سوالی در ذهنم بود و یا روزها… نتیجه برایم باور نکردنی بود و هست پاسخهایی به ذهنم خطور میکرد که برایم مانند معجزه بود به خودم گفتم شاید منظور استاد از توجه کردن و در خود فرو رفتن اینست هنوز هم این روش را ادامه میدهم سوالاتی که دوستان در این سایت مطرح میکنند مدتها به آن فکر میکنم در همه حال…
    بعد وقتی جوابهایی که به ذهنم رسیده را با پاسخ دوستان مقایسه میکنم یاد این فرمایش استاد میافتم:…قدر این مکتب را بدانید که به شما میگوید اگر فلان کار بکنید فلان طور میشود…
    در پایان از اینکه طولانی شداز دوستان بسیار پوزش میطلبم.



  • تینا گفت:

    با سلام
    به نظر من تکرار در این امر خیلی موثر است و همچنین اینکه عمیقا در باره موضوعات این کتاب فکر کنیم خیلی در یادگیری آن موثر است



  • ارسلان گفت:

    فکر می کنم در متن گفتار خیلی چیزها روشن است . اول اینکه در خواندن مطلب نباید با پیش داوری حاضر شد شاید عده ای قبلاً مطلب مشابهی در جایی خوانده باشند
    « در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید …….. زاآنکه آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش » حافظ
    طبق گفتار اشتن روحیه تحقیقی نیز لازم است یعنی اگر به مطلبی رسیدیم که نمی فهمیم یا در آن شک داریم یا در نگاه ما با سایر گفته ها مطابقت ندارد باز پیش داوری نکنیم تحقیق کنیم از سایر کتاب ها نیز کمک بگیریم.
    من خیلی از مطالبی که استاد در معرفت الروح درباره آن سخن می گویند را نمی فهمم ، البته خواندن کتب فلسفه اسلامی کمک می کند اما بسیاری از گفته ها را باید در نظام فکری ایشان فهمید به همین دلیل باید به دنبال معانی همین کلمات ، جملات و عبارات در دیگر آثار ایشان بود و چنانچه یافت نشد به سراغ منابع فلسفه اسلامی رفت.



  • ح.ر گفت:

    با جواب “ارسلان” بسیار موافقم فکر میکنم خیلی از سوالاتی را که برایمان پیش میآید میتوانیم در آثار دیگر استاد (آثار الحق ها) به زبان ساده تر بخوانیم تا مفهوم کلی آنرا بفهمیم و بعد با در نظر گرفتن آن مفهوم به مطالعه معرفت الروح ادامه دهیم.



  • د - پ گفت:

    مطالعه اگر برود روی پایه اعتقاد شخصی، مطالعه کننده بدون درک عمق مطلب تمام نکات درج شده را کورکورانه قبول می‌کند و برای فهمیدن و درک مطالب تعمق کافی ندارد .اما اگر کتاب را بدست گرفت و از خود پرسید خواندن این کتاب چه نفعی برای من دارد و عمل کرد انگاه به ضعفهای خود و نحوه رفع انها پی خواهد برد.
    چون به فرمایش استاد در اثارالحق این راه عمل میخواهد.



  • 15 گفت:

    با سلام؛
    اولین مسئله پیش رو برای مطالعه‌ی کتاب معرفت الروح، درست خواندن و تلفظ صحیح و معنی واژه‌ها است که به لطف عزیزان دست اندرکار این سایت، با استفاده از سربرگِ “روخوانی و واژگان” این مسئله حل می‌شود. تجربه شخصی بنده به این صورت بوده که چند بار کتاب را فقط روخوانی کرده‌ام و بعد به توصیه بعضی دوستان برای درک مطالب کتاب، علاوه بر خواندن، برروی نکات عملی که می‌توان از مطالب استخراج کرد تمرکز کرده‌ام تا انشاءا… بتوانم با عمل به آن نکات مطالب را در حد توانم درک کنم. در ضمن بایستی عرض کنم از بر کردن مطالب تاثیر بسیار زیادی برای این حقیر داشته است. مورد دیگر استفاده از دیگر کتاب‌های استاد الهی و آثار مربوط به فلسفه‌ی ایشان است که به درک مطالب کمک می‌کند.



  • 1001 گفت:

    در مورد آثار استاد الهی ،تنبور ایشان به حدی غیر قابل درک است که شاید در ابتدا اگر کسی بخواهد به دنبال چیزی غیر از لذت ملودی باشد، نا امید گردد و بعد از مدتی رها کند ،ولی بعد از گوش دادن فراوان و کمی فکر ، اندکی درک ما جلو می رود ، هر چند ممکن است محسوس نباشد . در مورد معرفت الروح نیز چنین است یعنی ابتدا ممکن است مخاطب را دچار نا امیدی از ادامه ی خواندن کُنَد ،زیرا که معمولاً ما به دنبال نتیجه ی فوری و ملموس می باشیم ، ولی هر چقدر بیشتر خوانده شود و به دنبال آن تفکر صورت گیرد، ناخوداگاه می بینیم هر دفعه درک مان از دفعه ی قبل اندکی بیشتر شده است.هر چقدر “تکرار” ، “تفکر” و “تحقیق” مان بیشتر شود ، هم لذت بیشتری می بریم و هم دریچه هایی از آن برایمان باز خواهد شد. لذا به نظر می رسد در چنین آثاری باید کمی نگاهمان را عوض کنیم و عجله ی بی خود نداشته باشیم……



  • صراحی گفت:

    تعجب می کنم که کامنت ها هیچکدام جواب سؤال نیست. من تنها یک بار توانستم هنگام مطالعه معرفت الروح از پوسته پیش فرض های خودم بیرون بیایم و آن وقتی بود که سعی کردم این کتاب را به زبان انگلیسی (با زحمت زیاد) بخوانم. اثر آن این بود که تا حدی متوجه روش بسیار متمایز و بی مانند نگارش استاد شدم و سر تعظیم فرو آوردم.



  • د - پ گفت:

    روش مطالعه حقیر بطوری که در زیر بیان میکردد بهتر نتیجه داده است.
    ۱- صبح زود را برای مطا لعه در نظر میگیرم می بینم بیشتر و بهتر درک میکنم
    ۲- مثلآ ثبوت بقای روح مطلب انتخابی باشد
    ۳- خواندن متن درس . اینکه چند دلیل برای اثبات بقای روح اورده شده
    ۴- سعی میکنم دلیل ها را بفهمم و معنی لغاتی که نمیدانم پیدا کنم
    ۵- سر خط این دلائل را روی کاغذی یاداشت میکنم و در جیبم میگذارم
    ۶- هر کجا که میروم هین مطالب را در ذهنم مرور می کنم در راه رفتن در اتوبوس و یا جاهای دیکر
    ۷- اگر مطلبی را فراموش کرده باشم از کاغذ یاد داشت استفاده میکنم
    ۸- همین طور ادامه می دهم تا ملکه فاضله ام بشود
    ۹- حسن دیگر این روش این است که افکار متفرق کمتر به مغز خطور میکند



  • 1001 گفت:

    صراحی عزیز ، در مقابل عظمت مطالب معرفت الروح فکر نمی کنم کسی باشد که سر تعظیم فرو نیاورد ،کسی ادعایی بر دانستن جواب سوال نداشته که شما فرمودید در تعجبید! راستش بنده اگر کسی جواب دهد و جوابش کاملاً درست باشد متعجب می شوم،در ضمن هر کس در حد توانش سعی کرده آنچه تجربه داشته در اختیار دیگران هم قرار دهد،حال اگر کسی واقعاً می دانست چگونه بخواند، شاید اینقدر در فهم مطالب جاهل نبود، این ها که ما می گوییم ،مخصوصاً بنده که خود می دانم حتی در ظاهر هم سعی ام ناچیز بوده ،جز تقلایی برای جلب نظر او نیست و گر نه از شاگردی توقع استادی نیست……



  • ش گفت:

    روشی که برای اینجانب کاربرد داشته مبنی بر این است که فکر میکنم استاد منظورشان این باشد که طرز برخورد ما با این کتابها میبایست به طریق علمی و منطقی باشد همانطوری که در قدم اول یک محقق در رشتة تحقیقش وقتی با یک فرضیه مواجه میشود اول سعی میکند با کمک ابزار موجهی که در دسترس دارد آنرا کاملاََ درک کند و بعد شقوق احتمالی آن را با توجه به دانسته هایی که دانشمندان گذشته در دسترس گذاشته اند در نظر بگیرد و بعد که فکرش را با ابزار این دانسته ها آماده کرد همانند کسی که لباسی را “پرو” میکند آن فرضیه را بر فکرش بپوشاند و از خود در آینة ذهنش بپرسد اگر این فرضیه صحیح باشد آیا این در چهارچوب عقل سلیم میگنجد؟ آیا منطقی است؟ اگر ایرادی داشته باشد این ایراد کجاست؟ در ادامة مثال پرو کردن: آیا این لباس برای منظوری که دوخته شده از نظر “ارباب عقل” مناسب و موجه است؟ کجایش درست نمی ایستد یا درست اندازه نیست؟ بعضی مواقع هم بعد از “پرو” تازه میفهمم که اصلاََ خودِ فرضیه را درست نفهمیده بودم و برمیگردم به قدم اول. ولی وقتی یک نکتة کوچک هم در عین این کشمکش برایم روشن میشود مثل این است که دنیایی را به من داده اند.



  • د - پ گفت:

    در فصل اول اثبات صانع تعالی انتهای دلیل دوم ص۲۲ سطر ۱۰ چنین امده: پس تذکر ده که تو تذکر دهنده ای، « نیستی بر انها فرمانده ». نیستی بر انها فرمانده در اینجا چه معنا و مفهومی میتواند داشته باشد و منظورش چیست؟
    هر کس میتواند کمک کند ممنون میشوم.



  • 123 گفت:

    به نام خدا
    با سلام

    د-پ گرامی

    از آنجاییکه سوال شما می تواند به عنوان یک سوال جدید توجه پاسخ دهنده های بیشتری را،در قسمت پرسش های ارسالی جلب کند،به نظر میرسد بهتر است طبق راهنمایی سایت عمل نمایید:” برای ارسال سؤالات و مقالات پیشنهادی خود، از آدرس ایمیل info@marefatonline.com استفاده کنید.”



  • تابان گفت:

    د. پ عزیز
    فکر میکنم منظور این است که خداوند خطاب به پیامبر می فرماید: تو تذکر دهنده ای، نیستی بر انها فرمانده” یعنی ایمان آوردن انسان یک امر شخصی است که با زور و سلطه گری ایجاد نمیشود . یعنی پیامبر سلطه گر بر انسانها نیست که به ایمان مجبورشان کند. فقط همین که تذکر بدهند و یادآوری کنند برای انسان کافیست و از این قسمت به بعد درواقع با خود انسان است که برای پرورش ایمانش تلاش کند.



  • ابراهیم گفت:

    من در بعضی مواقع احساس میکنم که حتی رو خوانی درستی ندارم و آهنگ متن رو متوجه نمیشم به همین خاطر از MP3 CD کتاب استفاده میکنم.



پاسخ بدهيد